الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

49

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

شيخ ابو الحسن سلامة بن غيّاض بن احمد شامى كه از نحويهاى بنام است « 1 » . در آغاز كتاب المصباح كه در علم نحو تأليف كرده مىنويسد : روزى ابو الاسود دئلى حضور مبارك حضرت مولى على عليه السّلام شرفياب شد ، مشاهده كرد كه آن حضرت در انديشه فرورفته است . پرسيد يا امير مؤمنان سبب در انديشه فرورفتن شما چيست ؟ فرمود : سخنى نابجا از بعضى از مردم شنيدم و همت گماشتم تا اصولى را تدوين كنم كه مشتمل بر قانون كلام عرب بوده باشد ؛ ابو الاسود گويد : به عرض رسانيدم هرگاه چنين انديشه‌اى را جامهء عمل بپوشانيد ، گروهى را از هلاكت رهايى بخشيده‌ايد . امام ( ع ) پس از اين رقعه‌اى را به من اعطا فرمود كه در آن مرقوم داشته بود ، كلام عرب به طور كلى بر سه بخش است ، اسم و فعل و حرف ، اسم كلمه‌اى است كه بر مسمى دلالت مىكند . فعل كلمه‌اى است كه بر كار انسان دلالت مىكند و حرف كلمه‌اى است كه نه اسم است و نه فعل . علاوه بر اين قواعد بسيار ديگرى را براى من تقرير فرموده است و من از آن مقام مقدّس استدعا كردم كه اجازه فرمايند تا من هم قواعدى بدان بيفزايم ؛ پس از آنكه مأذون شدم قواعدى را استخراج كردم پاره‌اى از آنها را نپذيرفت و بخشى را هم خود بدان بيفزود . در روايتى آمده است حضرت مولى على عليه السّلام مرقومه‌اى در اختيار او گذارد و فرمود : « انح هذا النحو اين‌گونه قواعد عربيت را استخراج كن . » و به همين

--> - اين پرنده را صفار هم گويند كه تا بامداد پاهاى خود را به درخت محكم مىكند و بدن خويش را مىآويزد و همواره فرياد مىكشد . ( 1 ) - سيوطى در بغية الوعاة مىنويسد : ابو الخير سلامة بن غيّاض - با غين مفتوح و ياء مشدد - بن احمد كفرطائى نحوى ابن نجار گفته است : ابو الخير آثارى در نحو دارد : التذكره در ده مجلد ، كتاب ما يلحق فيه العامة فى زمانه و رسالة فى الحص على تعلم العربية . ابو الخير 526 هجرى وارد بغداد شد و ابن خشاب از وى به فراگيرى پرداخت و خود او مراتب ادب را در مصر از ابو القاسم على بن جعفر بن قطاع سعدى فراگرفته و سال 533 هجرى درگذشت و از اشعار اوست : اقنع لنفسك فالقناعة ملبس * لا يطمع الاشراف فى تخريقه فلرب مغرور غدا تغريقه * فى حرصه سببا الى تغريقه سيوطى از كتاب المصباح او ياد نكرده است ولى كشف الظنون از اين كتاب اسم مىبرد - م .